جستجو

  
 


 
  
 
    
گاه شمار فلسطین
01 August
2006
کابینه نظامی رژیم صهیونیستی با حمله زمینی به جنوب لبنان به مسافت شش تا هفت کیلومتر موافقت کرد.
2006
در درگیری های شدید بین رزمندگان حزب الله لبنان و نظامیان صهیونیست در اطراف روستای عیتا الشعب واقع در جنوب لبنان، 35 نظامی صهیونیست کشته و زخمی و چند دستگاه خودری نظامی اشغالگران تخریب شدند.
2002
مبارزان فلسطینی با بمب گذاری در یک دستگاه اتوبوس رژیم صهیونیستی در نوار غزه یک شهرک نشین صهیونیست را در طولکرم به هلاکت رسانده و یک تن دیگر را نیز زخمی کردند.
... آرشيو
نگاهی به ساختار اقتصادی "اسراییل"
نگاهی به ساختار اقتصادی "اسراییل"
[ 13/08/2007 - 12:54 ب.ظ ]

 

مرکز اطلاع رسانی فلسطین: فلسطین، سرزمین بدون مالك نبود. به این دلیل كه در آغاز قرن بیستم، ارزش اقتصادی زمینهای فلسطین با زمینهای ایالات متحده آمریكا برابر می‌كرد و تمایل بسیاری از یهودیان به خرید زمین در فلسطین موجب شد كه قیمت، زمین هر چهار سال یك بار دو برابر شود.

 


1ـ اقتصاد سیاسی در طرح صهیونیسم
الف) طرح صهیونیستی اسكان:
هنگامی كه جنبش صهیونیستی به منظور تشكیل دولت در فلسطین، فعالیت سیاسی‌اش را آغاز كرد، اهداف سیاسی خود را مانند طرح اسكان اروپایی‌ها در آمریكا، استرالیا و آفریقا در قالب طرحهای اقتصادی ارایه نمود. این طرحها، متكی بر سرزمین‌های گسترده بدون مالك بود كه به مهاجران اروپایی، حق آبادانی و استفاده از آن را می‌داد.

شعار صهیونیسم، مبنی بر بازگشت ملت بدون سرزمین (یهود) به سرزمین بدون ملت (فلسطین) نیز در این مقوله می‌گنجد.

این شعار با واقعیت، هماهنگ و منطق نبود، زیرا:

اولاً، فلسطین، سرزمین بدون مالك نبود. به این دلیل كه در آغاز قرن بیستم، ارزش اقتصادی زمینهای فلسطین با زمینهای ایالات متحده آمریكا برابر می‌كرد و تمایل بسیاری از یهودیان به خرید زمین در فلسطین موجب شد كه قیمت، زمین هر چهار سال یك بار دو برابر شود.

ثانیا، تعبیر «ملت بدون سرزمین» خطاست، زیرا یهودیان اروپای غربی و آمریكای شمالی و جنوبی همچنان خود را تبعة این كشورها می‌دانندد و حقوق برابر با سایر هموطنان خود را مطالبه كرده و ضمنا تمایلی به مهاجرت به فلسطین ندارند. یهودیان روسیه و اروپای شرقی نیز كه از تبعیض نژادی رنج می‌برند، آمریكا را برای مهاجرت ترجیح می‌دهند.

عدم پشتوانة منطقی برای طرحهای اقتصادی جنبش صهیونیستی موجب شد كه این جنبش در دهة اول (1882 تا 1914) شكل گیری، در فعالیت سیاسی و اقتصادی خود دچار ركود شود. از این رو در سالهای مهاجرت انبوه یهودیان كه بیش از یك میلیون یهودی به فلسطین سرازیر شدند، تنها 30 هزار نفر از آنها در فلسطین ماندند و بیشتر آنان (حدود 80 درصد) پس از چند هفته یا چند ماه به اروپا و از آن جا به آمریكا بازگشتند.

دستاورد تلاشهای صهیونیسم در این سالها، تنها به ایجاد چند شهرك كشاورزی با پشتوانة مالی یهودیان خارج و به كارگیری كارگران و كشاورزان عرب در این مورد چنین می‌گوید: «كمتر موضوعی مانند شرایط روحی مهاجران قدیمی یهودی، انسان را آزار می‌دهد. نسل پیشین پس از ربع قرن تلاش، خسته شده است و به آیندة خود امیدی ندارد، اما نسل جدید كه در مدارس فرانسوی زبان، تحصیل می‌كنند، در آرزوی ترك حرفة كشاورزی و به دست آوردن كار مناسب در خارج است.»

ب) استراتژی نظامی صهیونیسم:
پیروزی متفقین و فروپاشی دولت عثمانی و سیطرة انگلیس و فرانسه بر خاورمیانه كه از پیامدهای جنگ جهانی اول بود، دگرگونیهایی را در روند جنبش صهیونیسم به وجود آورد. كشورهای اروپایی در طول قرن 19، منافع استراتژیك خود را در عدم شكل‌گیری دولت عربی در خاورمیانه می‌دیدند. انگلیس كه قویترین دولت استعماری آن روز در اروپا بود، منافع خود را در ایجاد دولت یهودی در فلسطین می‌دید. با صدور اعلامیه «بالفور»، وضعیت فلسطین به طور بنیادین تغییر كرد. فلسطین كه تا آن روز تحت سیطرة عثمانی بود، زیر سلطه انگلیس درآمد كه خود را آماده تشكیل دولت یهودی در این سرزمین می‌نمود. زمانی نگذشت كه این اقدام، مشروعیت بین المللی یافت و جامعة جهانی، قیمومیت انگلستان بر فلسطین را مشروط بر تشكیل وطن یهودی پذیرفت.

در پی آن، تغییرات اساسی در جنبش صهیونیستی پدید آمد و دومین موج مهاجرت (1904 ـ 1905) همزمان با مهاجرت انبوه یهودیان روسیه و اروپای شرقی در پی شكست قیام سال 1905 روسیه و اروپای شرقی، صورت گرفت كه هفتاد و هفت درصد از آنان كمتر از 25 سال داشته و نوع دارای ایدئولوژی سوسیالیستی و صهیونیستی بودند. موج جدید مهاجرت، احزاب چپگرای صهیونیستی را به پیروزی از رهبر جنبش صهیونیستی وادار ساخت. این احزاب، به پشتوانه حمایتهای مالی جنبش، به جذب جوانان به فلسطین و احداث مزارع دسته جمعی روی آوردند. بدین ترتیب، سندیكار كل كارگران یهودی (هستادروت) در سال 1921 تأسیس شد و پس از چند ماه، سازمان دفاع (هاگانا) به عنوان یك سازمان نظامی پای گرفت. البته، هدف هستادروت تنها دفاع از حقوق كارگران در برابر كارفرمایان نبود، بلكه ایجاد هستة اقتصادی كارگری و تحكیم پایه‌های دولت یهودی بود. بنابراین، از همان آغاز كار، به فعالیتهای گوناگون اقتصادی، از جمله: ایجاد شهركهای صنعیت، تأسیس بانك كارگری، تشكیل مؤسسات ساختمانی، شركتهای حمل و نقل، بیمه،‌ خدمات درمانی و سازمانهای اقتصادی پرداخت كه ستون فقرات اقتصاد كارگران را در فلسطین تشكیل می‌داد.

از سوی دیگر، سازمان نظامی هاگانا در چارچوب مسئولیت هستادروت شكل گرفت كه افسران از مسئولان هستدورت بوده، در واقع، جناح نظامی جامعه‌ای بود كه سندیكاهای كارگری قصد ایجاد آن را داشتند. شهركهای كیبوتص و موشاف، با شعار « از همه درحد توان و برای همه در حد نیاز» ساخته شد و سندیكاها با شیوه‌های نوینی كه برای زندگی ارایه می‌دادند، موفق به جذب مهاجران جوان شدند. رهبران تشكلهای سیاسی نیز به تدریج تعیین گدیده و پس از آن سندیكاهای كارگری، كمتر درگیر بوروكراسی سیاسی شدند. این تفكیك از آن رو انجام گرفت كه رهبران سیاسی به مردم تحمیل نشوند. همچنین، در فعالیتهای سیاسی، اقتصادی و نظامی، هماهنگی و رهبری یكسانی به وجود آمد. در هر صورت از خصوصیات بارز سندیكاها در دورة قیمومیت انگلستان آن بود كه رهبران آن از افتادن در ورطة فساد و یا كشمكش بر سر منافع شخصی بدور بودند.

ج) رشد سرمایه‌داری یهود در فلسطین:
سندیكاهای كارگری در پی‌ریزی اساس اقتصاد كارگری در شهركهای كشاورزی و صنعتی با گرایش سوسیالیستی موفق شده بودند. این موفقیت، در حالی بود كه جمعیت یهود در شهرهای مهم مانند: قدس، یافا، حیفا، و صفد رو به افزایش گذاشته بود. بدین ترتیب، سرمایه‌داری یهودی رشد یافت. این پدیده، به پیدایش جریان راستگرا یا صهیونیست اصلاحگرا
Revisionist Sionism در جامعة رژیم صهیونیستی كمك كرد. هر چند كه راستگرایان، شعارهایی چون اقتصاد آزاد و شكل دادن به احزاب محافظه كار سر می‌دادند، اما صهیونیسم، در واقع، پدیده‌ای از بورژوازی و فاشیسم بود و ارتباط چندانی با رشد سرمایه‌داری نداشت.

تحولات سیاسی و اقتصادی خارج از محدودة احزاب كارگری در دهة 20، همزمان با مهاجرت چهارم شروع شد. مهاجران این دوره، بیشتر از كشورهای خاورمیانه و لهستان بودند كه تمایل زیادی به كشاورزی نداشتند، از این رو در شهرها مستقر شدند. «ولادیمیر ژابوتنسكی» كه خواستار تشكیل سریع دولت یهود و الحاق سرزمینهای فلسطین و كرانة شرقی رود اردن به این دولت بود، به ایشان امكان رشد را داد. صهیونیستهای اصلاحگرا طی دورة زمانی كوتاه از حمایت گروههای یهودی در اروپا و فلسطین و كرانة شرقی رود اردن به این دولت بود، به ایشان امكان رشد را داد. صهیونیستهای اصلاحگرا طی دورة زمانی كوتاه از حمایت گروههای یهودی در اروپا و فلسطین بهره‌ بردند. بدین ترتیب، در كنگرة صهیونیستی در سال 1929 تشكیل شد، 21 عضو از مجموع 52 عضو از میان اصلاحگرایان انتخاب شدند. اما در سال 1935، این گروه از سازمان صهیونیسم كناره‌گیری كردند و سازمان صهیونیستی جدید را تشكیل دادند. در كنار مهاجرتی قانونی یهودیان كه انگلیس آنرا پذیرفته بود، این سازمان نیز به جا به جایی غیر قانونی یهودیان از اروپا به فلسطین اقدام می‌كرد. همچنین راستگرایان صهیونیست، سازمانی نظامی به موازات هاگانا با نام «سازمان ملی نظامی» (اتیسل) و نیز اتحادیة ملی كارگران (همانندد هستادروت) تأسیس كردند.

رشد سرمایه‌داری در فلسطین از ابتدای سالهای قیمومیت آغاز شد و یهودیان سرمایه دار توانستند امتیاز تاسیس شركتهای انحصاری تولید آب و برق را به دست آوردند و سرمایة آن عمدتا از اموال مهاجران یهودی از اروپا تأمین شد. در این مدت، حجم سرمایة خصوصی یهودیان چند برابر سرمایة عمومی شده بود كه در اختیار جنبش صهیونیستی قرار داشت. انگلیس نیز در ایجاد مراكز حیاتی و ضروری به منظور رشد سرمایه‌داری یهود از جمله بندر حیفا، راهسازی، راه آهن لوله‌های نفت (از موصل به حیفا) فرودگاه حیفا و فرودگاه بین المللی اللد سهیم بود.

موج پنجم مهاجرت، سرمایه یهودیان را به سوی زمینه‌های جدید سوق داد. بیشتر این مهاجران، از آلمان و اروپای مركزی با فرهنگ و دانش بالا بودند كه با سرمایة خود توانستند صنعت یهود را ت بویژه در زمینة منسوجات، صنایع شیمیایی و فلزات ـ توسعه دهند. همچنین تولید مركبات و میزان صادرات آنها افزایش یافت و به همین نسبت، شمار مؤسسه‌های صنتعتی فزونی گرفت. به دنبال جنگ جهانی دوم و بسته‌ شدن درهای رقابت به روی كالاهای خارجی، صنعت داخلی، فرصت رشد و رونق بیشتری یافت، به طوری كه در سال 1936، سهم صنعت در تولید سرانة اقتصاد یهود حدود 26 درصد بود و این رقم، در سال 1945، به 4/41 افزایش یافت.

د) اقتصاد یهود هنگام تشكیل رژیم اسراییل:
اقتصاد یهود در زمان قیمومیت،‌ رونق بسیاری یافت، به طوری كه تولید ناخالص ملی آن هر پنج سال، دو برابر شده، و تعداد جمعیت آن نیز هر 8 سال به دو برابر افزایش یافت. طبعا این پیشرفت سریع، موازنة نسبی اقتصاد اعراب را در فلسطین بر هم می‌زد. اقتصاد عربی در شروع دوران قیمومیت، 81 درصد از اقتصاد فلسطین را تشكیل می‌داد، در پایان به 42 درصد كاهش یافت.

این تحول، موجب گردید تا جنبش صهیونیستی، سازمانها و مؤسسات سیاسی و نظامی و اقتصادی لازم را برای ایجاد دولت یهود هماهنگ نماید و از بعد نظامی، جامعة یهود توانست در جنگ سال 1948، حدود 60 هزار سرباز یهودی را روانه جنگ نماید. این، در حالی بود كه كشورهای عربی تنها توانسته بودند 40 هزار سرباز برای نبرد در كنار متفقین بسیج كنند. برتری نظامی یهود در نبرد سال 1948، موجب به دست گرفتن 77 درصد از اراضی فلسطین شد، در حالی كه در دوران قیمومیت، تنها 7 درصد از این سرزمینها را در اختیار داشت. با تشكیل رژیم اسراییل و آوارگی اعراب فلسطینی، اقتصاد اعراب، تحت سلطة یهود در آمد و تنها 15 درصد از اعرابی كه قبل از تشكیل رژیم صهیونیستی در فلسطین بودند، در اراضی خود باقی ماندند.

ه‍ ) طرح صهیونیسم پس از برپایی دولت اسراییل:
علل موفقیت طرح صیهونیستی در حل مشكلات اقتصادی یهودیان در فلسطین را می‌توان در سه عامل جستجو كرد:

الف: دفاع انگلستان از طرح صهیونیستی به عنوان بخشی از استراتژی جهانی خود.

ب: به دست گرفتن كادر رهبری جنبش صهیونیستی توسط سندیكاهای كارگری یهود و توانایی آن در تنظیم امور مهاجران یهودی.

ج: سرازیر شدن سرمایه‌های خارجی یهودیان و استفاده از آن، بویژه در بخش تولید.

عوامل فوق نیز به تشكیل رژیم صهیونیستی كمك شایانی نمود. اسراییل از آغاز، روابط خود را با فرانسه و انگلیس مستحكم كرد. این رژیم، در سال 1956، با همكاری دو كشور مزبور و با هدف شكست جنبش آزادیبخش عرب به رهبری عبد الناصر، به مصر یورش برد، اما با شكست انگلستان و فرانسه در جنگ سوئز و كاهش نفوذ این دو در منطقه، اسراییل را واداشت تا به آمریكا روی آورد كه جانشین انگلستان و فرانسه و دشمن سرسخت جنبشهای آزادیبخش عربی بود. به تدریج، طرح صهیونیستی، بخشی از استراتژی آمریكا در جنگ سرد به شمار آمد و روابط اسراییل و آمریكا، ویژگی كاملا متمایز می‌یافت. رهبری احزاب كارگری كه حدود ربع قرن ادامه یافت، توانست نظام اقتصادی ویژه‌ای را كه نقش دولت در آن قابل توجه بود، تأسیس نماید. محوریت دولت اسراییل، مستلزم ادامة روند توسعة صهیونیستی در دو زمینة جغرافیایی و نیروی انسانی بود و توزیع منابع اقتصادی نیز بر اساس میزان جذب مهاجران جدید صورت می‌گرفت. همین نقش، به اسراییل امكان داد تا جنگ سال 1967 را آغاز نماید و سرزمینهای فلسطینی و عربی بیشتری را اشغال كند و دست به احداث شهركهای یهودی نشین زند. در این زمان، بخشهای اقتصادی و مراكز صنعتی و كشاورزی پیشرفته رو به رشد و توسعه بودند.

ناكامی احزاب چپگرا و موفقیت احزاب راستگرا نیز از نقش محوریت دولت كم نكرد، اما از نیمة دهة هفتاد، نقش بازار آزارد و رقابت جهانی اقتصاد رونق یافت. رژیم اسراییل به لحاظ سرمایة جاری، در ابتدا به غرامتهای پرداختی از جانب آلمان و نیز كمكهای اقلیت یهودی در اروپا و آمریكا متكی بود، اما از دهة هفتاد، آمریكا، به مهمترین كشور كمك كننده به این كشور تبدیل شد. این مساعدتها، در رشد اقتصاد رژیم اسراییل، سهم چشمگیری داشت و با نگاهی به ارقام اختصاص یافته به اسراییل، در دهه‌های اخیر در می‌یابیم كه شكاف میان سپرده‌های ثابت و سرمایه‌گذاریهای اسراییل، پر شده است، زیرا رژیم صهیونیستی، در آمد خود را صرف سرمایه‌گذاری در بخش صنعتت و كشاورزی و دیگر بخشها نموده و ذخیره‌ای نداشته است. این كمكها موجب بالا رفتن سطح معیشت ساكنان این كشور و نیز افزایش بودجة نظامی آن شده است.

2 ـ پیشرفت تاریخی اقتصاد اسراییل: (1993 ـ 1948)
تاریخ اقتصاد رژیم اسراییلی از سال 1948، معمولا در چهار مرحله بررسی می‌شود:

الف) دوران تأسیس (1954 ـ 1948):
رژیم صهیونبیستی در ابتدا سه امر را مورد اهتمام قرار داد: اول، تأسیس ارتش جدید كه قادر به استفاده از سلاح پیشرفته بوده و آمادة نبرد باشد. بدین جهت، هزینه‌های نظامی در اولویت قرار گرفت. دوم، جذب مهاجران جدید كه در سال 1948، حدود 100 هزار مهاجر به فلسطین روی آوردند و در سال 1949، این رقم دو برابر شد. سوم، تأسیس سازمانهای نوین حكومیت، از جمله مراكز خدماتی، بانك مركزی، بیمه، رادیو و ... بود. دولت همچنین به ملی كردن منافع و فعالیتهای اقتصادی مبادرت ورزید و بیشترین توجه به بخش كشاورزی و منابع آبی معطوف شد.

ب) دوران رشد سریع (1972 ـ 1954):
در این دوران، سرمایه‌گذاریهای خارجی به رژیم اسراییل سرازیر شد و با افزایش نیروی انسانی كه نتیجة مهاجرتهای انبوه بود، فعالیتهای اقتصادی رونق بسیاری یافت و میانگین تولید سرانة ملی از 2 به 17 درصد افزایش یافت و میانگین مصرف فردی به 9 درصد رسید.

در این دوره، كلیة زمینهای زراعی مورد استفاده قرار گرفت و صنعت، محور كار اقتصادی شد. بخش خدمات و ساختمان نیز رشد قابل توجهی یافت و نظارت دولت در فعالیتهای اقتصادی و تأمین بودجه، فزونی گرفت، به طوری كه سهم دولت در سال 1950 از 23 درصد به 38 درصد در سال 1960 و 65 درصد در سال 1970 افزایش یافت.

به سبب فقدان انباشته وذخیرة سرمایه ملی، دریافت غرامتهای پرداختی از آلمان و كمكهای یهودیان به این كشور، نقش عمده‌ای در پیشرفت اقتصاد این كشور داشته است.

پ) دوران تورم و ركود (1985 ـ 1973):
پس از جنگ 1973، اقتصاد اسراییل دچار ركود شد و رشد اقتصادی در برخی از سالها به صفر رسید و در مجموع، از 3 درصد تجاوز نكرد. در همین حال، معادلة پرداختهای بازرگانی (تجاری) و بودجة دولت، شاهد سیر نزولی شد.

عوامل این ركود، متعدد است، اما هزینه‌های جنگ سال 1973 و نیز بالا رفتن ناگهانی بهای نفت، دو عامل اصلی این مسئله بودند. از آنجایی كه 30 درصد از تولید ناخالص ملی اسراییل به هزینه‌های نظامی اختصاص یافته بود و با افزایش بهای نفت، قیمت و ارزش انرژی در این كشور بسیار بالا رفت، برخی كارشناسان، علل دیگری برای ركود اقتصاد اسراییل در این دوره بر شمرده‌اند كه به ساختار اقتصادی این رژیم باز می‌گردد. رشد سریع اقتصادی در دهه‌های 50 و 60 به علت ادامة جذب مهاجر و حجم سرمایه‌گذاریهای خارجی، امكان‌پذیر نبود. همچنین از یك سو، رشد صنعتی و تولید كالاهای جایگزین كالهای خارجی به پایان رسیده بود واز سوی دیگر، این رژیم، امكان صادرات كالا و یافتن بازارهای جدید را نداشت. بنابراین، دوران ركود، موجب بحران سیاسی در اقتصاد اسراییل شد و سران صهیونیست را بر آن داشت تا در سیاستهای اقتصادی، روابط خارجی، شرایط بازار كار و سرمایه، تجدید نظر به عمل آورند.

ت) دوران بازسازی اقتصادی ( از سال 1985 تا كنون):
با به قدرت رسیدن لیكود، ركود اقتصادی و تورم و كسر بودجه با اتخاذ سیاستهای اقتصادی نادرست ادامه یافت و این رژیم را در آستانة سقوط مالی قرار داد، اما با كمكهای ویژة آمریكا و روی كار آمدن دولت اتحاد ملی (كارگر ـ لیكود) و اتخاذ سیاستهای اصلاح اقتصادی، از بحران نجات یافت. این برنامه، موفق به كنترل تورم، كاهش هزینه‌های دولتی و پول ملی (شِكِل) و جلوگیری از بالا رفتن قیمتها شد و در سالهای 1987 تا 1988، اقتصاد اسراییل، رونق ویا بهبود نسبی یافته و روند رشد را از سر گرفت. البته در سال 1989، به علت سیاسی افزایش سرمایه‌گذاری و نیز انتفاضة مردم فلسطین،‌ اقتصاد اسراییل دچار ركود شد، اما آغاز دهة نود با مهاجرت یهودیان شوروی و رونق یافتن بازار و دریافت وامهای متعدد، جذب مهاجر، روند رو به رشدی یافت. بدین ترتیب، معدل افزایش قیمتها، حالت معقولی به خود گرفت. برای مثال، در سال 1990،‌این معدل، به 6/17 درصد و در سال 1993 به 3/11 درصد و در سال 1994 به حدود 5/14 درصد رسید. در سالهای 1990 تا 1994، تولید ناخالص ملی به ترتیب به 8/5 درصد و 2/6 و 4/3 و 7/0 درصد رشد یافت ودر همین حال، رشد جمعیت در سالهای 1990 تا 1992 به 3 درصد رسید و این رقم در دهة هشتاد، 5/1 درصد و در دهة هفتاد، 4/2 درصد بود. جمعیت اسراییل در سال 1993، طبق آمار این رژیم، 5،261،400 نفر بوده كه 972700 نفر آنان عرب بوده‌اند.

3 ـ بخشهای تولیدی
در این جا به تحلیل بخشهای كشاورزی، صنعت و ساختمان می‌پردازیم و بخش خدمات را در بخش عمومی بررسی خواهیم كرد. رشد اقتصادی رژیم اسراییل موجب شد كه بخش صنعت نسبت به كشاورزی برتری یابد و با توجه به این كه خدمات نیز مكمل بخش صنعت است، در این بخش نیز شاهد رشد هستیم، زیرا افزایش سطح زندگی، مستلزم ارایه خدمات بیشتر است. جدول شمارة 1 نشانگراین رشد اقتصادی در اسراییل است. این جدول،‌ روند اقتصادی اسراییل را نشان می‌دهد.

الف) بخش كشاورزی
اسراییل در زمینة كشاورزی و تولیدات آن از توازن خاصی برخوردار است. بنابراین، از توان تأمین مایحتاج خود و همچنین صدور محصولات كشاورزی به خارج از كشور برخوردار است. مساحت سرزمینهای زیر كشت از 1650 میلیون هكتار در سال 1949 به 4380 میلیون هكتار در سال 1987 افزایش یافته و در همین مدت، اراضی آبیاری شده از 300 هزار هكتار به 1153 میلیون هكتار فزونی یافتهاست. تولیدات كشاورزی نیز از سال 1977 تا 1988، در صورتی كه معادله (= 100) را در نظر بگیریم از 25 به 31 درصد افزایش یافته و در سال 1993 این رقم، 118 درصد بوده است. تكنولوژی، كشاورزی و صنعت، نقش مهمی در این زمینه داشته و البته از میزان كارگران این بخش كاسته است. درصد كشاورزان در سال 1949، 17 درصد بوده كه در سال 1984 به 9/6 درصد و در سال 1993 به 5/3 درصد رسیده است.كشاورزی اسراییل، دارای برنامه‌ریزی متمركز است ودو سازمان ـ وزارت كشاورزی و ادارة آژانس اسكان یهود ـ عهده‌دار آن هستند. كیبوتص (
Kibbutz ) و موشاف ( Moshav ) نیز دو موسسة كشاورزی مهمی هستند كه اولین شهرك كشاورزی را بر اساس سیستم تعاونی در سال 1909 تأسیس نمودند.

شیوة زندگی اقتصادی در كیبوتص، بر اساس سوسیالیسم وتولید و مصرف به صورت دسته جمعی است و مالكیت خصوصی زمین یا وسایل تولید وجود ندارد. موشاف در دهه 20 تشكیل شد. تولید و مصرف آن بر اساس خانوادگی بوده و هر موشاف، معمولا شامل 60 خانواده است. خانواده، حق تقسیم و یا فروش زمین را ندارد وتنها یك پسر خانواده، زمین را از والدین خود به ارث می‌برد ودر آن به كار مشغول می‌شود. «موشاف تعاونی» (
Collectiv Moshav )، یك موسسه مابین كیبوتص و موشاف است كه بر اساس نظام خانوادگی عمل می‌نماید، اما در تولدی با محدودیتهایی مواجه است كه آن را به كیبوتص نزدیكتر می‌نماید.در سال 1998، حدود 648 كیبوتص و موشاف در رژیم اسراییل وجود داشت كه 88 درصد تولید كشاورزی آن سال از این دو مجموعه فراهم آمد. ضمن این كه كشاورزی، ضامن درآمد نسبی مهاجرانجدید نیست و در سالهای اخیر، این دو موسسه دچار تحولاتی شده و به صنایع سبك روی آورده‌اند.

ب) بخش صنعت
از دهه هفتاد، صنعت رژیم اسراییل ـ بخصوص در بخش صنایع نظامی و صادرات ـ رشد قابل توجهی یافته و صنایع قدیمی جای خود را به صنایع پیشرفته داده‌اند. جدول شماره 3، این رشد را در 20 سال گذشته نشان می‌دهد. صادرات صنعت الماس كه حدود نیمی از صادرات اسراییل را تشكیل می‌دهد، هم اكنون به یك چهارم رسیده و در مقابل، صنایع الكترونیكی، رشد فزاینده‌ای یافته و صادرات آن دو برابر شده است. مالكیت مراكز صنعتی در اسراییل به عهده دولت، هستادروت و یا افراد است. شركتهای صنعتی، بعضی زیر پوشش دولت بوده و برخی نیز مشتركند. (میان هستادروت و بخش خصوصی) هستادروت از چندین موسسه صنعتی تشكیل می‌گردد كه تحت پوشش یك شركت مادر فعالیت می‌نمایند. (شركت كارگری حفرات هعوفدیم) در سال 1985، سود شركتهای صنعتی هسادروت كه دارای 65 هزار كارگر، یك چهارم فروش بخش صنعت را تشكیل می‌داد. مهمترین موسسه هستادروت، شركت «كور» است كه دارای 23 هزار كارگر در 100 كارخانه است و مالكیت اكثر شركتهای الكترونیكی را به عهده دارد. بخش خصوصی دارای شركتهای كوچك و بزرگ است كه معمولا از طریق یك شركت مادر اداره می‌شود و این گونه شركتها، سود ویژه‌ای در بخش صنایع خاص دارند. «كلال» مهمترین مجموعه صنعتی در رژیم اسراییل است كه در دهه 60 توسط كارگرانی از آمریكای لاتین تاسیس گردید كه در صنایع مختلف مانند الكترونیك، فلزات، مواد غذایی و سیمان و پوشاك فعالیت می‌نماید و دارای شركتهای ملی و نیز بیمه است. هر چند این مجموعه، مربوط به بخش خصوصی است، اما چهل و یك درصد سهام آن را هستادروت در اختیار دارد. جدول شماره 3 نشانگر پراكندگی موسسات صنعتی در اسراییل از سال 1965 تا سال 1981 است.

ج) بخش عمران و ساختمان
این بخش در اقتصاد اسراییل از اهمیت بسیاری برخوردار است، زیرا ساخت منازل و شهركها برای مهاجران جدید از اولویتهای طرح صهیونیستی به شمار می‌آید. در سی سال اول و پس از شكل‌گیری این رژیم، حدود یك میلیون و دویست هزار خانه جدید ساخته شد. در سال 1980، حدود 90 درصد از یهودیان در خانه‌هایی زندگی می‌كردند كه پس از سال 1948 ساخته شده بود. نسبت خانوارهایی كه 3 نفر از آنان در یك اتاق سكونت داشتند از 35 درصد در سال 1945 به 5/1 درصد در سال 1981، كاهش یافت در سال 1993 به 1/1 درصد رسید. از نیمه دهه هفتاد، دولت به طور مستقیم به ساخت منازل پرداخت و از سال 1975به بعد، این كار را به عهده بخش خصوصی نهاد و تنها ناظر بر این امر بود. در پایان دهه هشتاد، با افزایش مهاجران از شوروی سابق، دولت بار دیگر به خانه‌سازی پرداخت.

د) بخش تجارت خارجی
تجارت خارج اسراییل از سه ویژگی برخوردار است:

1ـ تكیه بر واردات، به طوری كه نسبت واردات به تولید ناخالص ملی در دهه پنجاه از یك سوم، به 45 درصد در دهه شصت افزایش یافت و پس از آن، به بیش از 60 درصد رسید.

2ـ برای جبران هزینه‌های واردات، صادرات نیز افزایش یافته و از 10 درصد در دهه پنجاه به 25 درصد در دهه 60 و حدود 50 درصد در دهه هشتاد رسید.

3ـ به رغم افزایش صادرات، موازنه میان صادرات و واردات به وجود نیامده، بنابراین، رژیم اسراییل، دچار عدم موازنه تجاری است. (جدول شماره 4)

كسری موازنه تجاری در رژیم اسراییل، نشانگر آن است كه این رژیم، همواره بدون آن كه محتمل هزینه‌ای شود از كالاهای خارجی بهره گرفته، به طوری كه در برخی از موارد به یك سوم تولید ناخالص ملی نیز رسیده است و بدین ترتیب، از سیاست سرمایه‌گذاری فعال، بدون استفاده از سطح مصرف عمومی پیروی كرده است.

در دهه پنجاه، این سرمایه‌ها از طریق كمكهای اروپا و آمریكا تأمین می‌شد و پس از دهه هفتاد، آمریكا متولی اصل پر كردن كسری موازنه تجاری رژیم صهیونیستی گردید.

جدول شماره 4، نشانگر حجم صادرات و واردات و كسری موازنه تجاری است.

4ـ ساختار كلی اقتصاد اسراییل
اقتصاد رژیم اسراییل، شامل سه بخش سازمانهای صهیونیستی، هستادروت و دولت است.

الف) سازمانهای صهیونیستی
پس از تشكیل رژیم اسراییل، شورای صهیونیستی در اوت 1948 مقرر كرد تمامی نمایندگیهای آژانس یهود به دولت واگذار شود، اما آژانس، دارای یك هیئت مستقل برای پیگیری امور مهاجران و ارتباط یهودیان در رژیم اسراییل با اقلیتهای یهود دنیا بود. آژانس یهود در ایجاد شهركهای كشاورزی، ارایه خدمات،‌ آموزش به مهاجران در امور كشاورزی، خدمات اجتماعی و جمع آوری كمكهای یهودیان جهان فعالیت داشته و به رژیم اسراییل كمك می‌كرد.

ب) هستادروت
با تشكیل دولت اسراییل، فعالیتهای هستادروت در زمینه‌های مهاجرت و اسكان كاهش یافت، اما سایر فعالیتهای خود را ادامه داد واكنون حدود یك میلیون و هشتصد هزار عضو (كارگران و خانواده‌های آنان)، 58 درصد جمعیت اسراییل و 25 درصد از كاركنان سازمانهای اقتصادی را زیر پوشش دارد. همچنین، بیمه درمان اكثرت یهودیان به عهده این نهاد می‌باشد. جدول شماره 5، نفوذ هستادروت را در بخشهای مختلف اقتصاد اسراییل نشان می‌دهد. رهبری هستادروت، هر چهار سال یك بار از طریق انتخابات (توسط احزاب مختلف) صورت می‌گیرد و با تعیین شورای مركزی، اعضای كمیته اجرایی انتخاب می‌شوند.

ج) بخش دولتی
دولت یا به طور مستقیم (از طریق اداره مراكز اقتصادی) و یا به صورت غیر مستقیم (مانند سیاستهای مالی و مالیاتی) بر كلیه بخشهای اقتصادی نظارت دارد. حجم سرمایه‌گذاریهای دولت از 29 درصد تولید سرانه در سال 1960 به 70 درصد در دهه هشتاد افزایش یافت، اما پس از اجرای سیاست اصلاح ساختار اقتصادی، بار دیگر روند نزولی را طی كرد و به 65 درصد رسید. منابع درآمد دولت عمدتا از مالیتها و كمكهای خارجی تأمین می‌شود، اما به سبب هزینه‌های بسیار، همواره دولت با كسری بودجه روبه روست. در سالهای 1980 تا 198، مجموع سرمایه‌گذاری دولت به 8/72 درصد تولید ناخالص ملی رسید، در حالی كه در آمد دولت، تنها 4/58 درصد بود كه 4/14 درصد آن در تولید ناخالص ملی رسید، در حالی كه در آمد دولت، تنها 4/58 درصد بود كه 4/14 درصد آن در تولید سرانه كسری بودجه لحاظ شد. این میزان،‌در مقایسه با كشورهای مشابه با رژیم صهیونیستی، رقم بالایی است. البته سیاست اصلاح ساختار اقتصادی تا حد زیادی توانست این كسری را كاهش دهد. دولت در هدایت فالیتهای اقتصادی، نقش مهم را دارا است و تعیین قیمتها ودستمزدها به عهده آن است. وزارت اقتصاد و دارایی به هماهنگی سیاستهای اقتصادی شركتهای مختف می‌پردازد و با پشتیبانی از كالا و خدمات در تعیین نرخها سهیم است. دولت همچنین در اعطای وام مسكن و حقوق بازنشستگان از طریق سیاستهای مالیاتی و پولی، نقش مهمی را ایفا می‌نماید.

5ـ موضوعات مهم اقتصادی
الف) سازمان صنایع نظامی
رژیم صهیونیستی از آغاز تشكیل دولت، استراتژی ابقای ارتش را به عنوان قویترین نیروی نظامی خاورمیانه در پیش گرفت. طبق این استراتژی، ارتش این رژیم باید قدرت رویاروی با تمام ارتشهای عربی و آمادگی تهاجم نظامی را در بیشتر جبهه‌ها داشته باشد. این استراتژی، مستلزم دستیابی به آخرین سلاح‌های پیشرفته و تكنولوژی جدید و بودجه مستمر نظامی است. جدول شماره 6، رشد هزینه‌های نظامی اسراییل را در دهه‌های اخیر نشان می‌دهد و جدول شماره 7 درصد این هزینه‌ها را نسبت به تولید سرانه ملی آشكار می‌نماید. جدول شماره 8، نشانگر آن است كه هزینه‌های نظامی اسراییل، بیش از هزینه كشورهای مصر و سوریه است، در حالی كه این دو كشور در جنگ اعراب و اسراییل با مشكلات عدیده‌ای رو به رو بودند.

افزایش هزینه‌های نظامی در رژیم اسراییل موجب رشد صنایع تسلیحاتی ـ بویژه پس از جنگ 1967 ـ گردید و وزارت دفاع از این رژیم با یك تصمیم‌گیری استراتژیك اولویت را به ساخت سلاح و رسیدن به خود كفایی در این زمینه داد. پس از حدود ربع قرن، صنایع تسلیحاتی رژیم اسراییل، پیشرفت قابل توجهی نمود، به طوری كه امروزه از سازندگان جنگنده، موشك، تانك و مهمات و سلاحهای شییمایی محسوب می‌شود. از اهم تأسیسات نظامی در این راستا می‌توان از شركت
IMI ، سازنده سلاح سبك و توپ و شركت IAI سازنده جنگنده، موشك، قایق جنگی و مركز «رافائل» نام برد كه به امور امنیتی و ساختموشك و رادار می‌پردازد.

این سازمانها تحت نظارت وزارت دفاع فعالیت كرده و چند شركت تسلیحاتی دولتی دیگر وجود دارد كه با وزارت دفاع ارتباط نزدیكی دارند. در كتاب سال اسراییل (
Israel Dfense ) كه در سال 1988 منتشر شد، نام 180 شركت صنایع جنگی و نظامی ذكر شده است و طبق آمار، حدود 58 تا 120 هزار تن در این بخش مشغول به كار هستند.

از سوی دیگر، نیمی از دانشمندان و مهندسان اسراییل به نحوی با صنایع نظامی و تسلیحاتی در ارتباطند. رشد صنایع نظامی رژیم اسراییل، تاثیر بسزایی بر اقتصاد این كشور گذاشته و صنایع الكترونیكی، فلزات و غیره به شدت متكی به صنایع نظامی هستند. همچنین، این صنعت، یكی از منابع مهم صادرات دولت اسراییل را تشكیل می‌دهد. رشد تسلیحاتی، همچنین موجب پدید آمدن مجموعة نظامی ـ صنعتی گردیده، زیرا بسیاری از مراكز صنعتی، متكی بر قراردادهایی هستند كه با وزارت دفاع منعقد ساخته‌اند. البته به منظور پیشبرد كار خود از افسران و ژنرالهای سابق ارتش برای رده‌های مدیریتی بهره می‌گیرند. افسران ارتش رژیم اسراییل، معمولا در سن 40 سالگی بازنشسته می‌شوند و با توجه به تجارب نظامی خود را به راحتی در شركتهای صنعتی كه با صنایع نظامی و تسلیحاتی مرتبط هستند، مشغول به كار می‌گردند.

ب) روابط آمریكا و اسراییل
شاید هیچ رابطه‌ای میان كشورها، مانند رابطه آمریكا و اسراییل نباشد. این رابطه، شامل كلیه سطوح سیاسی، اقتصادی و نظامی اسراییل است كه به كمكهای آمریكا وابسته است. برای نمونه، آمریكا در سال 1985، قرار داد تجارت آزاد را با اسراییل منعقد نمود واز سال 1981، پیمانهای همكاری استراتژیك، كلیه امور سیاسی و نظامی فیمابین را در بر گرفت. همچنین، شركتهای اسراییلی، از حق ورود به مناقصه‌های وزارت دفاع آمریكا برای عقد قرار دادهای صنایع تسلیحاتی برخوردارند. جدول 9، رشد كمكهای آمریكا را از ابتدا تا پایان دهة هشتاد نشان می‌دهد. آمار مذكور، شامل مساعدتهای آمریكا به اسراییل است علاوه بر آن،‌ حدود 200 مؤسسه آمریكایی، به جمع آوری كمك برای رژیم اسراییل فعالیت می‌كنند كه مهمترین آنها «ندای یهود متحد» و سازمان اوراق قرضة دولت اسراییل است.

ج) اقتصاد فلسطین در رژیم اسراییل
پس از جنگ سال 1948 فلسطین، تنها 150 هزار عرب (از حدود 937500 عرب) باقی ماندند و موجودیت اعراب در شهرهای بزرگی چون قدس غربی، یافا، حیفا و الرمله از میان رفت و شرهای صفد و طبریه به طور كلی از ساكنین عرب خالی شد. اكثر اعراب باقیمانده و ساكن روستاها از توانایی اقتصادی یا تشكلهای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی بی‌بهره بودند و با فلسطینی‌های آواره و كشورهای عربی ارتباطی نداشتند؛ در نتیجه،‌ خود را در جامعه‌ای بیگانه و در برابر دشمنی می‌دیدند كه هدفش بیرون راندن اعراب به خارج از مرزها بود.

پژوهشگران در زمینه موقعیت اعراب و اسراییل، برای اقلیت عربی، سه دوره قائلند
دوره اول:

دورة حكومت نظامی (1966 ـ 1948): این برهة زمانی، سخت‌ترین دوره برای اعراب بود و اقتصاد آنها را ویران ساخت. ارتش این رژیم می‌توانست بدون محاكمه هر عربی را بازداشت كند و یا زمین او را مصادره نماید. در این،‌ رژیم اسراییل، 34 ماده قانون برای مصادره زمینهای اعراب و مهاجر وضع كرد كه همگی متكی بر «حق یهودیان در مالكیت زمین» بود، رفت و آمد اعراب بدون مجوز ممنوع بود؛ بنابراین نمی‌توانستند در زمینهای خود به خوبی كار كنند. از سوی دیگر، منابع آبی، تحت سیطره اسراییل بود و كار در شهرها برای اعراب فلسطینی غیر ممكن می‌نمود. سیاست رژیم صهیونیستی در این دوره بر مبنای منع هر گونه فعالیت اقتصادی ـ به منظور ایجاد یك اقتصاد خود كفای عربی بود ـ زیرا از هر گونه اقدام مخالفی در هراس بود.

دوره دوم (1974 ـ 1976):

حكومت نظامی موفق به جلوگیری از آزادیبخش فلسطین (كه در دهه‌های 50 و 60 رشد یافته بود) گردید، اما نتوانست اعراب را از سرزمینهای خود براند. در برابر، تعداد اعراب رو به افزایش نهاد و آنها تدریجا در صدد احیای هویت و كسب استقلال سیاسی خویش برآمدند. رژیم اسراییل، منافع خود را در جلوگیری از رشد اعراب می‌دید، بنابراین، تصمیم گرفت كه اقتصاد آنان را در اقتصاد خود ادغام نماید. از این رو هستادروت در اواخر دهه 60، اعضای عرب را در خود پذیرفت و احزاب صهیونیستی، نسبت به احیا و آبادانی مناطق عرب نشین اهتمام بیشتری ورزیدند. دوره سوم (از سال 1976 تا كنون): در این دوره آگاهی كلی اعراب بالا رفت و آنان به تشكیل سازمانهای سیاسی توجه نمودند. فلسطینی‌ها در 30 مارس 1976 و در مخالفت با مصادره اراضی خود به تظاهرات پرداختند كه به قیام روز زمین «یوم الارض» مشهور شد و در رویارویی با نیروهای نظامی، چندین تن از فسلطینی‌ها به شهادت رسیدند. در این برهه از زمان، آشكار شد كه رژیم اسراییل قصد ادغام اقتصاد اعراب در اقتصاد خود را نداشته، بلكه خواهان نفوذ در اقتصاد آنان است و بی دلیل نیست كه سرمایه‌های یهودی در سرزمینهای عربی در طرحهای مشترك به كار گرفته می‌شود و سخن از خطر ازدیاد جمعیت عربی و ضرورت یهودی‌سازی الجلیل به میان می‌آید.

گزارشها حاكی از آن است كه تعداد اعراب در رژیم اسراییل در دهه هشتاد، 750 هزار نفر بوده كه 65 درصد آنها در الجلیل و 27 درصد آنان در منطقه مثلث ساكن بودند. واز این تعداد، 547 هزار تن در روستاهای عرب نشین سكونت داشتند. به عبارت دیگر،‌ 73 درصد از اعراب، ارتباطی با یهودیان نداشته و 55 هزار عرب در شهرهای یهودی، یا در محله‌های عربی ساكن بودند. این نشانگر جدا بودن اعراب از اسراییل در رژیم صهیونیستی است.

در مجموع می‌توان گفت اقلیت عرب در این كشور از نظر اقتصادی، اختلاف و تفاوت بنیادین با اكثریت (یهود) دارند و بدون تردید، این اختلاف،‌ ناشی از سیاستهای غلط تبعیض نژادی رژیم غاصب صهیونیستی در طول سالهای گذشته است.اگر كشاورزی و صنعت را ستون فقرات اقتصاد اسراییل بدانیم،‌ در می‌یابیم كه حضور اعراب در این دو بخش، بسیار محدود و یا ناچیز است، زیرا آنان حق شركت در مؤسسات تعاونی كشاورزی و فعالیت در شركتهای صنعتی (بویژه تسلیحاتی) و نیز مراكز مهم دولتی را دارا نیستند. از لحاظ درآمد نیز تفاوت فاحشی بین و یهودیان وجود دارد. طبق آمار سال 1983، معدل درآمد هر عرب، فقط 46 درصد درآمد فردی یهودی بوده است.



جدول (1)

روند رشد اقتصادی اسراییل از سرانه ملی
سال
كشاورزی
صنعت
ساختمان(1)
خدمات(2)

1973-1970
2/6%
8/30%
0/21%
9/41%

1983-1980
9/7%
4/31%
0/13%
3/44%

1987
2/4%
1/23%
1/7%
6/65%

1990
3/3%
0/22%
0/8%
7/66%

1991
7/2%
2/25%
5/9%
6/62%

1992
8/2%
1/21%
8/9%
3/66%

1993
4/2%
5/21%
9/8%
2/67%




جدول (2)

میزان تولید و صادرات صنایع اسراییل (1990 ـ 1970)
صنایع
تولید
صادرات

مواد غذایی، سیگار و نوشیدنیها
1970
1990
1970
1990

منسوجات، پوشاك و پوست
4/21%
2/20%
0/9%
2/6%

چوب و كاغذ
1/15%
4/7%
3/11%
4/7%

معادن
3/10%
2/11%
5/5%
0/8%

مواد شیمایی كائوچو
8/6%
7/5%
2/5%
8/2%

پلاستیك
9/10%
1/16%
4/17%
0/17%

فلزات
8/16%
9/13%
2/6%
7/10%

وسایل برقی و الكترونیكی
4/16%
6/12%
7/1%
1/15%

وسایل و ابزار در امر راه و ترابری
7/5%
0/4%
4/1%
6/5%

الماس
6/6%
9/8%
3/42%
2/27%






جدول (3)

پراكندگی موسسات صنعتی در اسراییل
تولید
1967-1965
1972-1971
1981-1980

بخش خصوصی
72%
66%
54%

هستادروت
16%
19%
22%

دولت
12%
15%
24%

كار




بخش خصوصی
76%
73%
66%

هستادروت
14%
15%
18%

دولت
10%
12%
16%




جدول (4)

حجم صادرات و واردات و كسری موازنه تجاری
سال
واردات
صادرات
كسری موازنه

1955-1950
6/33
2/10
4/23

1960-1956
6/34
4/14
2/20

1965-1961
0/41
7/20
3/20

1970-1966
2/45
2/26
0/19

1975-1971
0/62
0/31
0/31

1980-1976
6/64
1/43
1/21

1985-1981
7/60
6/42
1/18

1988
3/72
0/54
3/18

1990
0/46
0/34
0/12

1991
0/45
0/30
0/15

1992
0/45
0/31
0/14

1993
0/50
0/34
0/16






جدول (5)

مشاركت هستادروت در بخشهای مختلف اقتصادی
سال
كشاورزی
ساختمان
تجارت، بانكداری و خدمات
حمل و نقل

1960
8/58%
8/25%
1/11%
8/27%

1970
5/85%
4/30%
9/14%
2/19%

1980
0/75%
1/27%
6/17%
6/22%

1985
0/77%
0/12%
0/19%
0/23%




جدول شماره (6)

درصد هزینه نظامی نسبت به درآمد ملی
سال
نسبت

1955-1950
1/7%

1956
4/13%

1966-1962
1/10%

1967
6/15%

1972-1962
7/21%

1973
7/32%

1975-1973
8/32%

1985-1981
2/23%

1990
4/12%

1992
12%






جدول (7)

حجم سازمانهای نظامی اسراییل در مقایسه با كشورهای غربی
كشور
افراد نظامی برای هر هزار شهروند
هزینه نظامی برای هر فرد (1)
نسبت هزینه نظامی به درآمد سرانه

اسراییل
76/49
831 دلار
7/30%

آمریكا
49/9
432 دلار
4/5%

انگلستان
91/5
195 دلار
9/4%

فرانسه
26/10
258 دلار
8/3%

آلمان
0/8
251 دلار
4/3%




جدول(8)

سهم هزینه نظامی نسبت به درآمد سرانه در مصر، سوریه و رژیم صهیونیستی
كشور
1954
1963
1972
1982
1990
1991

رژیم اسراییل
3/6%
8/10%
8/20%
0/23%
4/12%
0/12%

سوریه
2/4%
6/9%
8/15%
7/13%
0/7%


مصر
1/6%
1/18%
1/18%
2/7%
2/4%
9/4%






جدول (9)

كمكهای آمریكا به اسراییل بر حسب میلیون دلار
سال
جمع
وام
بلاعوض

1950-1949
9/552
3/339
6/313

1969-1960
8/834
9/801
9/32

1970
6/93
7/80
9/12

1972
9/480
9/424
0/56

1974
3/2646
0/1055
3/1591

1978
6/1822
2/772
4/1050

1982
5/2245
0/874
5/1371

1984
5/2628
9/851
6/1776

1986
0/3800

0/3800

1988
0/3050

0/3050

1990
0/3452

0/3452

1991
0/2935

0/2935

 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی رصد


بالا

 
 
ويژه

******

******

******

******

******

******

متن کامل توافق نامه آشتی ملی فلسطین

******

*******

فعالیت های مبارزاتی در یک شرایط متغیر

****** 

درآمدی بر مسئله پناهندگان فلسطینی

******

******

نماینده جنبش حماس درگذشت والده سردار سلیمانی را تسلیت گفت

******

اسناد توطئه چینی فتح علیه حماس در مصر

******

ارتش صهیونیستی در فاصله سال های 2000 تا 2012

******

قدس از یهودی سازی تا بین المللی سازی

******

نگاهی به کتاب "سرزمین جعلی اسرائیل کی و چگونه به وجود آمد"

******

جنگ سال 1967 و بازتاب آن در سینمای عربی

******

بالفور عربی

******

وضعيت اسرا در سال 2012

******

زندان های سری "اسرائیل" تصویر زنده ای از تروریسم

******

دکترین سیاسی حماس از زبان رهبر این جنبش

******

حمدان در کنفرانس علمای اسلام و بیداری اسلامی: رهبری علمای مسلمان می تواند تضمینی برای موفقیت بیداری اسلامی باشد

******

آشنايى مختصر با رهبر جنبش مقاومت اسلامى حماس

******

******

ناصر خسرو جهانگرد و شاعر معروف ایرانی در قدس

******

******

گزارشی تحلیلی درباره وضعیت قدس در سال 2012

******

******

 
 

پرونده


تحولات آشتی ملی
 

********